عروض و قافیه بر عکس سایر مطالب ادبیات فارسی که در شاخه محفوظات دسته بندی می گردند دارای قاعده و قانون و مانند فرمول ریاضی می باشد و با حفظ کردن نمی توان آن را آموخت بلکه باید با درک صحیح آن و تمرین و تکرار آن را فرا گرفت. البته شاید برخی تصور نمایند که یادگیری عروض و قافیه کاری سخت و طاقت فرساست،ولی به نظر من اگر فردی عروض و قافیه را از اول بحث با دقّت تمام و زیر نظر اساتید مجرّب این علم فرا گیرد نه تنها سخت نیست بلکه مبحثی ساده و بسیار شیرین است زیرا با مهارت یافتن فرد در این علم هر شعری را که بخواند یا حتی بشنود وزن و بحر آن را تشخیص خواهد داد و این خود شیرینی عروض و قافیه را دوچندان خواهد کرد. دراین بخش بحرهای عروضی را به همراه اوزان آن بحر خواهم آورد تا دوستان با فرا گرفتن عروض وقافیه مطالب جدیدی بر معلومات خود در زمینه ادبیات فارسی بیفزایند.

                                       « فهرست اوزان عروضی » 

 

«بحر هزج»

هزج مثمن سالم ( مفاعیلن، مفاعیلن،مفاعیلن،مفاعیلن )

هزج مسدس محذوف ( مفاعیلن،مفاعیلن،فعولن )

هزج مثمن مکفوف محذوف ( مفاعیلُ،مفاعیلُ،مفاعیلُ،فعولن )

هزج مثمن اخرب ( مفعول،مفاعیلن،مفعول،مفاعیلن ) 

هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف ( مفعولُ،مفاعیلُ،مفاعیلُ،فعولن )

هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب،وزن رباعی ( مفعولُ،مفاعیلُ،مفاعیلُ،فَعَل ) 

 هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف ( مفعولُ،مفاعلن،فعولن )   

 هزج مسدس اخرب مقبوض صحیح عروض و ضرب ( مفعول،ُمفاعلن،مفاعیلن )

 « بحر رمل»

رمل مثمن سالم ( فاعلاتن،فاعلاتن،فاعلاتن،فاعلاتن )

رمل مثمن محذوف ( فاعلاتن،فاعلاتن،فاعلاتن،فاعلن )

رمل مسدس محذوف، وزن مثنوی ( فاعلاتن،فاعلاتن،فاعلن )

رمل مثمن مخبون ( فعلاتن،فعلاتن،فعلاتن،فعلاتن ) 

رمل مثمن مخبون محذوف ( فعلاتن،فعلاتن،فعلاتن،فعلن ) 

رمل مسدس مخبون محذوف ( فعلاتن،فعلاتن،فعلن )

رمل مثمن مشکول ( فعلاتُ، فاعلاتن،فعلاتُ،فاعلاتن )

  « بحر مضارع »

مضارع مثمن اخرب ( مفعولُ،فاعلاتن،مفعولُ،فاعلاتن ) 

مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف ( مفعولُ،فاعلاتُ،مفاعیلُ،فاعلن ) 

« بحر خفیف »

خفیف مثمن مخبون ( فعلاتن،مفاعلن،فعلاتن،مفاعلن )

خفیف مسدس مخبون ( فعلاتن،مفاعلن،فعلن )

 « بحر رجز»

رجز مثمن سالم ( مستفعلن،مستفعلن،مستفعلن،مستفعلن )

رجز مثمن مَطویّ ( مفتعلن،مفتعلن،مفتعلن،مفتعلن ) 

رجز مثمن مَطویّ مخبون ( مفتعلن،مفاعلن،مفتعلن،مفاعلن )

« بحر متقارب »

متقارب مثمن سالم ( فعولن،فعولن،فعولن،فعولن ) 

متقارب مثمن محذوف؛ وزن شاهنامه ( فعولن،فعولن،فعولن،فعل ) 

متقارب مثمن اثلم ( فع لن،فعولن،فع لن،فعولن )

                             ****************

بحر بسیط مخبون ( مستفعلن،فعلن،مستفعلن،فعلن ) 

بحر سریع مسدس مطوی مکشوف ( مفتعلن،مفتعلن،فاعلن ) 

بحر منسرح مثمن مطوی مکشوف ( مفتعلن،فاعلن،مفتعلن،فاعلن ) 

بحر منسرح مثمن مطوی منحور ( مفتعلن،فاعلاتُ،مفتعلن،فع )

بحر مُجتَثّ مثمن مخبون ( مفاعلن،فعلاتن،مفاعلن،فعلاتن )

بحر مُجتَثّ مثمن سالم ( مستفعلن ،فاعلاتن،مستفعلن،فاعلاتن )

بحر متدارک مثمن سالم ( فاعلن،فاعلن،فاعلن،فاعلن ) 

بحر کامل مثمن سالم ( متفاعلن،متفاعلن،متفاعلن،متفاعلن )